يحيى دولت آبادى

284

حيات يحيى ( فارسى )

مضايقه نداشته باشند علنا به طرف اشرار رفته شاه را در طرفيت با مجلس و مشروطه مساعدت نمايند و اين يك نمونه مختصر است از درجهء انحطاط اخلاقى كاركنان اين ملت و بالاخره بتحريك مفسدين از طرف نمايندگان انجمنها لايحه‌ئى بمجلس فرستاده مىشود كه ما وكالتى به آن كميسيون نداده‌ايم آنها از طرف ملت نيستند مجلس اگر مطلبى با انجمنهاى ملى دارد بتوسط كميسيون خودشان كه در مسجد دارند اظهار كند نه بتوسط كميسيونى كه در مجلس منعقد است اين اظهارات مغرضانه كه از اشخاص مغرض بظهور ميرسد خاطر اعضاى كميسيون را كه همه اشخاص بيغرض هستند و تنها چند نفر در ميان آنها طرف حسادت شده‌اند مكدر ميسازد عاقبت اين چهار نفر كه ملك و سيد جمال الدين و مساوات و نگارنده باشيم براى اطفاى حرارت كبد مغرضين گاهى در كميسيون ميمانيم و گاهى در انجمنها حاضر ميشويم كه تصور كنند ما از كميسيون خارج شده‌ايم و آرام بگيرند از اينجهت بعد از ظهر پنجشنبه از توقف دائمى در كميسيون رهائى يافته گاهى بيرون ميآئيم در اينوقت بعمارت مجلس كه مشرف است بر باغ بهارستان آمده ميبينيم ورقه‌ئى بدست مردم است ميخوانند چند سطر نوشته است كه عنقريب محمد عليميرزاى قاجار بشمشير مسعود قاجار بسزاى اعمال خود خواهد رسيد و مردم احمق تعريف مينمايند چند نفر از جوانان چشمشان به من افتاده و جمع ميشوند و از اينموضوع ورقه ميپرسند جواب مىدهم بدانيد اين ورقه از طرف حوزهء استبدادى نشر شده براى اينكه بخارجيها بگويند اين اوضاع براى تغيير سلطنت است و با اسبابچينى مسعود ميرزا ظل السلطان مىباشد كه ميخواهد پادشاه شود و شاهدش اينورقه است ميخواهند اين حرف مشروع ملت را كه رفع نقض قانون اساسى است بيك مطلب نامشروع مبدل كرده ما را بدستيارى ظل السلطان براى مدعيگرى با تخت‌وتاج متهم سازند جوانان كه اين حرف را ميشنوند فورا ميان خلق افتاده ورقها را از دست مردم گرفته پاره ميكنند و حقيقت امر را بمردم حالى كرده نميگذارند دشمنان از اين تدبير خود نتيجه بگيرند .